خرید بک لینک

فراخوان درباره سوءاستفاده جنسی

خواننده ناشناسی پس از خواندن پست(تفاوت در نگاه به آلت) کامنتی خصوصی برای من ارسال نموده است. من از ایشان عذرخواهی می کنم و آنرا اینجا به صورت عمومی نشر می دهم:

با سلام خدمت شما

«من بسیار لذت بردم از نوشته های شما. متأسفانه من هم در سن 31 سالگی که الآن هستم هنوز درگیر افکاری هستم که از کوچکی بخاطر این موضوع در ذهنم من را آزار می دهد و حتی بنظر خودم جلوی پیشرفت درسی من را هم گرفته. من از لحاظ هوشی وضعیت خوبی دارم ولی بعلت صرف انرژی زیاد برای غلبه بر چنین افکاری آنطور که باید درس نمی خوانم. اگر شما روانشناس هستید ممنون میشم که بگویید چکار کنم.»

من روانشناس نیستم. ولی این قضیه من را مصمم کرد تا یک فراخوان بگذارم. چرا؟ کافی است سری به کتابهای روانشناسی و روانپزشکی و سایتهای علمی مربوطه بزنید آنگاه متوجه می شوید که مبحثی بنام سوءاستفاده جنسی از کودک و نوجوان مطرح است. آنگاه خواهید دید که در تمام این کتابها و مقالات و گزارشات علمی، توجه ها معطوف به رفتارهای جنسی مردان هست که آنان با غرایز جنسی به آزار جنسی کودک و نوجوان می پردازند. پیش فرض اصلی این پژوهشگران در این مباحث این هست که پدر، برادر، عمو، دایی، افراد مذکر همسایه و فامیل، و مردان غریبه هستند که به آزار جنسی و سوء استفاده جنسی از کودک و نوجوان دختر و پسر می پردازند. در این مباحث انواع آزار جنسی طبقه بندی می شوند:

*مالش، لمس یا بوسیدن دستگاه تناسلی کودک یا نوجوان

*مالش، لمس یا بوسیدن دیگر اعضای بدن کودک یا نوجوان با نیت جنسی

*وادار کردن کودک یا نوجوان به لمس دستگاه تناسلی بزرگسالان

*هر گونه دخول دهانی، مقعدی یا مهبلی

*کودک یا نوجوان را در معرض روابط یا تصاویر جنسی بزرگسالان قرار دادن

*نشان دادن عورت به کودک یا نوجوان

*جوک یا شوخی های زننده جنسی با کودک و نوجوان یا در حضور کودک و نوجوان

*هرگونه تجاوز به حریم خصوصی کودک و نوجوان شامل اجبار کودک و نوجوان به برهنه شدن یا مشاهده کودک و نوجوان در حمام یا دستشویی

*قرار دادن کودک یا نوجوان در معرض فیلم ها و مجلات با محتوای جنسی

*استفاده از کودک یا نوجوان در تهیه فیلم ها و مجلات هرزه نگاری

*وادار کردن کودک یا نوجوان به فحشا

در تمام این مباحث، نگاه ها معطوف به مردان هست و آنها را عامل آزار جنسی کودک و نوجوان معرفی می کنند و تجاوز یا سوءاستفاده جنسی را به مردان منحصر می کنند.

خانم شهین علیایی زند بنیانگذار «مؤسسه پیشگیری از آزارجنسی کودکان و نوجوانان در ایران» درباره آزار جنسی کودکان و نوجوانان توسط اقوام و نزدیکان و در محیط خانوادگی چنین می گوید:

«من به طور تصادفی و در جریان تهیه مقاله ای در زمینه رشد کودک به ویژه تکامل جنسی او در این دوران با ابعاد معضل سوءاستفاده جنسی از کودکان در ایران آشنا شدم. شاید بتوان بی مهری ها و تهاجم های بدنی را فراموش کرد اما آزار جنسی را کمتر فردی است که بتواند فراموش کند. به دنبال چاپ این مطلب در نشریه ای که با آنها همکاری داشتم من با نزدیک به صد نفر از گوشه و کنار ایران درباره تجربه های شخصی آنها از آزار جنسی در کودکی به طور حضوری گفتگو کردم. این دست از گفتگوها همیشه میسر نیست و تقریباً غیرممکن بوده است. صحبت با این افراد باعث شد که من به تحقیقاتم در این زمینه با جدیت تمام ادامه دهم چون به این باور رسیده ام که هیچ آسیبی به اندازه سوءاستفاده جنسی در کودکی در تعیین مسیر زندگی یک فرد تأثیر منفی به جای نمی گذارد.»

... ایشان در جایی اضافه می کند: «سوءاستفاده جنسی از کودکان در خانه و خانواده می تواند از سوی پدر،برادر،عمو،دایی و هر خویشاوند مردی صورت گیرد. من در جریان کارم با دو مورد سوءاستفاده جنسی از سوی پدربزرگ هم برخورد کرده ام.»

همانطور که ملاحظه نمودید فعالان دفاع از حقوق کودک و نوجوان، کسانی که مبادرت به آزار جنسی کودک و نوجوان می کنند را مردان معرفی می کنند. من در پست (تفاوت در نگاه به آلت) تلاش نمودم توجه جامعه و خوانندگان را به یک تبعیض و یک معیار دوگانه معطوف کنم ولی به طور ظریفی می خواستم نشان بدهم که رفتارهای جنسی زنان در برابر کودک و نوجوان تحت انگاره های خاصی پوشیده نگاه داشته می شود. و رفتار مادر، خواهر، عمه، خاله، زن دایی، زن عمو، زنان همسایه و فامیل و غریبه تحت لوای نقش زنانه و مادری یا خواهری و در پوششی عاطفی خالی از نیت های جنسی پنداشته می شود. و در نتیجه این فرهنگ، پسران قربانی رفتارهای جنسی و آزارهای جنسی از سوی زنان می شوند. در حالی که هیچ کس به زنان شک نمی کند. پسران قربانی، این رفتارها را به دفعات تجربه می کنند و اثرات سوئی بر روان و جسم آنان می گذارد. چشمگیرترین نکته این جاست که پسران این موارد را گزارش نمی دهند. وقتی بزرگ می شوند و اثرات روانی جسمی این رفتارها و آزارهای جنسی، آسیب های روانی و رفتاری را در شخصیت آنها ایجاد می کند فرهنگ جامعه حتی رویه حاکم بر محافل دانشگاهی و علمی و نهادهای مدنی مرتبط با مبحث سوءاستفاده جنسی اجازه نمی دهد آنها به گذشته خود رجوع کنند تا دریابند مادر، خواهر، عمه، خاله، زن دایی، زن عمو، زن همسایه و زنان غریبه، مربی مهد کودک چه رفتار جنسی و آزار جنسی به من پسر تحمیل کردند و مرا مورد سوءاستفاده جنسی قرار دادند. چرا؟ چون مردان به عنوان متهمان سوءاستفاده جنسی معرفی شده اند. و پژوهشگران و روانشناسان و روانپزشکان و نهادهای حقوق بشری و فعالان حقوق کودک و نوجوان، لمس و مالش و بوسه اعضای بدن، لمس آلت، عورت نمایی، رابطه جنسی با کودک و نوجوان، برهنه کردن و تماشاگری جنسی و مقولاتی از این قبیل را برای زنان به رسمیت نمی شناسند. در نتیجه پسران با این عدم آگاهی، هیچ وقت گزارشی از سوءاستفاده های جنسی زنان نمی کنند.

*آنها به اینکه مردی غریبه یا پدری یا برادری یا عمو و دایی، آلت تناسلی یک دختر را لمس و مالش کنند آزار جنسی می گویند و ممکن است به دادگاه کشیده شود. اما اگر زنی غریبه یا مادری یا خواهری یا خاله، عمه و مادربزرگی آلت تناسلی یک پسر را لمس و مالش کند آزار جنسی نمی گویند.

*آنها به اینکه مردان غریبه و فامیل و پدر و برادر، اندام دختر را به عورت خود تماس بدهند آزار جنسی می گویند و به دختران و زنان آموزش می دهند این یک آزار جنسی است گزارش بدهید. اما اگر زنی غریبه و فامیل و مادر و خواهر، اندام پسر را به عورت خود تماس بدهند یا پسر را در آغوش گرفته به سینه هاشان بمالند آزار جنسی نمی نامند. و به پسران و مردان آموزش نمی دهند این یک آزار جنسی است.

*آنها به دختران آموزش می دهند اگر مردی غریبه یا فامیل و پدر و برادر، ارتباط جنسی با شما برقرار کردند گزارش کنید. اما به پسران آموزش نمی دهند اگر زنی غریبه یا فامیل یا مادر و خواهر، با شما ارتباط جنسی برقرار کردند گزارش کنید.

*آنها به کودک دختر آموزش می دهند برهنه کردن و تماشای اندام برهنه شما توسط یک مرد یک آزار جنسی است گزارش کنید. اما به پسر آموزش نمی دهند برهنه کردن و تماشای اندام برهنه شما توسط یک زن یک آزار جنسی است گزارش کنید.

*آنها به دختران آموزش می دهند اگر مردی غریبه یا عمو، دایی، پدر و برادر سکس دهانی با تو برقرار کردند گزارش کنید این یک سوءاستفاده جنسی هست. اما به پسران آموزش نمی دهند اگر زنی غریبه یا زن عمو،زن دایی،خاله،عمه،مادربزرگ،مادر و خواهرت سکس دهانی با تو انجام دادند گزارش کنید این یک سوءاستفاده جنسی هست.

*فراتر از این آنها حتی به دختر آموزش نمی دهند که ممکن است توسط یک زن مورد سوءاستفاده جنسی قرار بگیرد.

این را هم گوشزد کنم در آمریکا و اروپا مقوله سوءاستفاده جنسی زنان از کودکان و نوجوانان شناخته شده است. و نهادهای دفاع از حقوق کودک و نوجوان و پلیس با این وجه رفتاری زنان آشنایی دارند. در آنجا تجاوز مادر به پسر و دخترش مورد شناسایی حقوقی قانونگذار و دادگاهها و پلیس و فعالان دفاع از حقوق کودک و نوجوان قرار دارد چه برسد به خواهر و عمه و خاله و مادربزرگ و زنان غریبه.

مایلم به یک نمونه اشاره کنم. در بریستون کراون انگلستان زنی بنام ترسی دابر به اتهام تجاوز جنسی به یک نوزاد 5 ماهه محاکمه شد. خانم دابر زنی است که در آگوست 2008 با یک نوزادی 5 ماهه روی کاناپه خانه اش در مرسی ساید تصاویر نامشروع تهیه کرده و به دوست پسرش اجازه داد تا از این عمل عکسبرداری کند. در دادگاه خانم دابر 43 ساله، متهم به یک فقره تجاوز جنسی به نوزادی 5 ماهه و 5 فقره دادن اجازه گرفتن عکس های بی شرمانه از این نوزاد شد. البته موقع بازداشت هرگونه اتهام و حتی لمس کردن یک کودک را هم رد کرده بود.

حال فرض کنید همچین اتفاقی در ایران اتفاق می افتاد. مطمئناً کسی حتی به ذهنش خطور نمی کرد که زنی به یک نوزاد تجاوز جنسی بکند. این مطلب را یک شوخی فرض می کرد چه برسد به اینکه زن را به دادگاه بکشانند و از حقوق کودک دفاع کنند.

در آنجا مقوله تجاوز مادر به دختر هم مورد شناسایی حقوقی گرفته است. در شهر پرتلند ایالت اورگن آمریکا، مادری 50 ساله به اتهام سوءاستفاده و تجاوز جنسی به دختر 5 ساله و پسر 11 ساله خود بازداشت شد. جالب آن بود که 10 سال از آن ماجرا می گذشت.

پرواضح است در جامعه ایران تجاوز مادری به دختر 5 ساله اش چیز امکان ناپذیری قلمداد می شود. و پدر اصلاً پی نمی برد. چرا که به دختران و پسرانمان آموزش نمی دهیم که چه رفتارهایی سوء استفاده جنسی هست اگر هم یاد بدهیم فقط آنها را از مردان می ترسانیم اما زنان را مستثنی می کنیم. بالطبع پسر و دختر گمان نمی کنند از ناحیه یک زن ممکن است مورد سوء استفاده جنسی و بهره کشی قرار بگیرند و از تماس با اندام من، لذت جنسی ببرد.

هم اکنون تحصیل کردگان ما، دانشگاه رفته های ما، اساتید ما، قوانین حقوقی ما، دادگاههای ما، پلیس ما، روزنامه نگاران ما؛ نگاه یکسویه ای به این قضیه دارند.

اشاره ای می کنم به خانم دکتر مولائی نژاد که در سایت اینترنتی شان نوشتاری گذاشته اند تحت این عنوان (آیا باید به کودک روشهای مقابله با سوءاستفاده جنسی را بیاموزیم) و کتابی تحت نام(درسنامه اختلالات جنسی) چاپ کرده اند. نوشتار خانم مولائی نژاد در مورد آموزش این مبحث به کودکان و نوجوانان و آگاهی دادن به جامعه کاری ارزنده محسوب می شود و رهنمودهای مناسبی داده شده است. در عین حال، ایشان هم طبق رویه حاکم بر محافل دانشگاهی و رسمی و افواه عامه، در تمامی مطالبشان زنان را استثنا نموده اند. و متأسفانه به سوءاستفاده هایی که یک زن ممکن است از پسر یا دختر بکند هیچ اشاره ای نکرده اند. ایشان هم مثل بقیه، نه تنها به کودک و نوجوان و جامعه آموزش لازم برای شناخت رفتارهای جنسی یک زن برای سوءاستفاده نداده اند بلکه در جایی از نوشتارشان آورده اند:« لیستی از کسانی که ممکن است کودک در صورت احساس خطر به آنها پناه ببرد برای او مشخص کنید. ترجیحاً از زنان و خانم های مورد اعتماد و در دسترس» . یعنی از نظر خانم دکتر مولائی نژاد، مردان به طور پیش فرض یک متهم جنسی و تهدید کننده محسوب می شوند که ممکن است از کودک دختر و پسر سوءاستفاده جنسی بکنند و زنان ناجی کودک برشمرده شده اند. حتی اگر کودکی در معرض خطر سوءاستفاده جنسی قرار گرفت ترجیحاً باید به خانم ها رجوع کند و از مردان کمک نطلبد.

این مطلب، مرا یاد یک تجربه ای می اندازد که خانمی در وبلاگ شخصی اش آورده بود. آن خانم در وبلاگش از دو مورد سوءاستفاده جنسی که مردان درکودکی و نوجوانی از او کرده بودند مثل مالیدن بدن شان به او و مالش آلت آورده بود. در ادامه گفته بود تنها مردان نیستند که سوءاستفاده جنسی می کنند زنان هم اینگونه اند. و از معلم ادبیات دوره راهنمایی خود گفته بود که او را به خانه اش دعوت کرده بود و به حمام برده بود. در حمام خانم معلم ، پستان ها و اعضای بدنش را به اندام او می مالیده و اینچنین او را وسیله ارضای جنسی خود قرار داده بود.

یا در یک سایت مشاوره روانشناسی، پسری از تجربه خود در دوران مهد کودک گفته بود که خانم مربی مهد کودک، اقدام به مالش آلت او کرده بود و این پسر از مشاور سایت کمک خواسته بود چگونه از خودارضایی چندین ساله که رهآورد سوءاستفاده آن زن بوده رهایی یابد.

خوب اگر فعالان حقوق کودک و نوجوان، به والدین و بچه ها آموزش می دادند که ممکن است از ناحیه یک زن هم مورد سوءاستفاده جنسی قرار بگیرند این دختران و پسران دیگر در دام چنین زنانی نمی افتادند و این موارد را گزارش می کردند.

خانم دکتر مولائی نژاد در جایی از نوشتارشان در مورد آلت کودک آورده اند: «شما هم می توانید به بچه بگویید که همانطور که او از چیزهای گرانبهایش مراقبت می کند از آن نقطه هم باید مراقبت کند. و اجازه ندهد کسی آن را لمس کند مگر مامان یا دکتر آن هم فقط وقتی که مامان اجازه می دهد.»

به عبارت دیگر از نظر خانم دکتر مولائی نژاد برای جلوگیری از سوءاستفاده جنسی مردان از جمله پدر از کودک و نوجوان، فقط مامان اجازه دارد به آلت کودک دست بزند.

در جایی دیگر، برای آموزش در سنین 2 تا 6 سالگی می آورد:

«تو مجبور نیستی هیچ رازی را از مامان مخفی کنی».

در جایی دیگر، برای آموزش سنین 6 تا 8 سالگی می آورد:

«تنها کسی که تو باید همیشه از او اطاعت کنی مامان است».

خانم مولائی نژاد به صرف اینکه پدر ممکن است به فرزند خود تجاوز کند یا سوءاستفاده جنسی کند چنین آموزش می دهد. ای کاش به پدر هم آموزش می داد به رفتار مادر نظارت کند و زنان را از مثالهایش مستثنی نمی نمود.

این گونه است که پسران نابالغ به حیات خلوت زنان تبدیل می شوند و این گونه است که دختران بدون هیچ آموزشی به زنان اعتماد می کنند و گهگاه مورد سوءاستفاده جنسی قرار می گیرند. این گونه است که جامعه هیچ تصوری از اینکه زنی غریبه یا فامیل یا مادری و خواهری از کودک و نوجوانی سوءاستفاده جنسی بکند ندارد و دختران و پسران جامعه هیچ گزارشی از موارد سوءاستفاده جنسی زنان نمی دهند.چرا؟ چون رفتارهای زنان و مادر و خواهر را طبیعی فرض می کنند. چون نظام مردسالار جامعه نقش هایی را برای زن تعریف کرده و نمی پذیرد با سوءاستفاده خواندن این رفتارها به آن نقش ها خدشه وارد شود. در جامعه غرب فعالین حقوق کودک و نوجوان به تدریج تابوی پدر را شکستند و در دهه های اخیر به تابوی مادر هم نیم نگاهی انداخته اند و تابوی آن در حال شکستن است و مادران متهم را به دادگاه می کشانند. در جوامعی مثل جامعه ما، روزنامه ها گزارشات سوءاستفاده جنسی پدر را منتشر می کنند و تابوی پدر را می شکنند اما هنوز تابوی مادر هولناک است.

در این مباحث و کتابها و مقالات، به مادر آموزش می دهند به رفتارهای پدر و پسر بزرگش نسبت به دخترش نظارت کند اما به پدر آموزش نمی دهند به رفتارهای مادر و دختر بزرگش نسبت به پسرش نظارت کند. چه برسد رفتار خاله، عمه، مادربزرگ، زن عمو و زنان غریبه.

بدین گونه زنان پیرامون یک پسربچه و نوجوان، آزادی عمل فراخی دارند و تمناهای خود را در پوشش عاطفه و مهر پنهان می کنند.

*لب گرفتن و ماچ و بوسه معنی دار(سکس دهانی)

*لمس اندام دختر یا پسر به بدن و مالش آنها و چسباندن به بدن

*مالیدن عورت به آلت پسر یا دختر

*ایجاد رابطه جنسی با پسر یا دختر

*برهنه کردن و تماشاگری جنسی به بهانه های مختلف

*بازی و نوازش آلت تناسلی پسر یا دختر

*بغل کردن پسران جوری که آلت تناسلی آنها به پستان لمس شود و مالیده شود

*مالیدن پستان به پستان دختر و مکیدن آن

مواردی که برشمردم سوءاستفاده های جنسی هستند که یک زن از کودک و نوجوان پسر و دختر می تواند بهره ببرد. برخی موارد شیوع بیشتری دارد و برخی موارد کمتر شایع است.

فراخوان

حال که مطلب بدین جا رسید از همه خوانندگان دختر و پسر، مرد و زن درخواست دارم اگر مواردی اینچنین مشاهده نموده اید و یا خودتان تجربه کرده اید آن اتفاق را بازگو کنید. و اگر احیاناً مشکلاتی در روح و روان شما ایجاد کرده یا باعث اختلالات جنسی مثل خودارضایی و ... شده آن را هم بیان کنید. فرقی نمی کند آن زنی که چنین اتفاقی را برایتان رقم زده زن غریبه یا همسایه باشد، یا زن عمو، زن دایی، عمه،خاله باشد. و یا بدبختانه مادر و خواهر باشد. یا مربی مهد کودک و معلم دبستان باشد. مطمئن باشید تا تجربه هایی اینچنین گفته نشود و مستند نشود محافل فکری و آموزشی و فعالان این عرصه، نخواهند توانست به شناسایی درست این مقوله بپردازند. به امید روزی که هیچ دختر و پسری تحت سوءاستفاده جنسی هیچ مرد و زنی قرار نگیرند. این آغاز راه است. حتی الامکان کامنت ها را عمومی بفرستید تا در بخش نظرات بیاورم.

منتظر پیام هایتان هستم.

برچسب: نویسنده: مهسا رضاپور تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 14:50

صفحه بندی