خرید بک لینک

جامعه و نگاه جنسی زنان به کودکان بخش دوم

خانم جکی تِرتِن Jackie turton از دانشگاه اسکس انگلستان در سال 2008 کتابی تحت عنوان child abuse, Gender and Society جامعه، جنسیت و سوءاستفاده جنسی از کودکان در انتشارات راتلج منتشر کردند. در این کتاب نویسنده می کوشد رفتارهای جنسی زنان با کودکان را مورد کند و کاو قرار دهد از این منظر که چطور و از چه راه هایی این فعالیت ها امکان پذیر می شود و چرا فرهنگ جامعه در مورد زن و مادر دیدگاه مسامحه نگر دارد و تمایل به انکار و نادیده گرفتن یا کم شمول دانستن آن دارد. این کتاب را خانم دکتر مهرانگیز شعاع کاظمی تحت عنوان جامعه جنسیت و بزه دیدگی کودکان ترجمه کرده اند. قصد دارم به طور مرتب در پست های مختلف پاره ای از کتاب به زبان اصلی را بازترجمه کنم. خوانندگان برای مطالعه می توانند به این کتاب رجوع کنند.

شیوه هایی که بچه بازهای زن و مرد از طریق آنها به نوازش جنسی یک کودک اقدام می کنند زیرکانه و پنهان است و انتخاب کودکان کم سن و سال فقط بخشی از این فرآیند است. دیگران اغلب توجهی به این کار ندارند و کودک نیز به آن تن در می دهد و بعدها ممکن است گناه و مسئولیت رفتار جنسی را از خودش بداند. اطمینان از سکوت و سرسپاری قربانی بسیار مهم است و زنان به خصوص مادران از این نظر نسبت به همتایان مرد خود برتری دارند. بخشی از این برتری معلول تماس نزدیکی است که بین زنان و کودکان وجود دارد و جامعه به آن مشروعیت بخشیده است و بخش دیگر آن معلول انتظارات کلیشه ای از نقش مادر است که در سطور قبلی به بحث گذاشته شد. نتیجه این که قربانیان در مورد زنای با مادران دشوارتر سخن می گویند زیرا باور کردن آن را دشوار می بینیم. مادران ابزار ساکت کردن کودکان را در اختیار دارند زیرا جامعه چشم دوختن به این حقیقت را بسیار دشوار می بیند و کودکان نیز خود را بی حفاظ می بینند و از دست دادن احتمالی مادر برایشان تحمل ناپذیر جلوه می کند.

گاه حرف های قربانیان کاملاً مورد انکار قرار می گیرد:

" ... مزخرف است. زنان هیچ وقت از کودکان سوءاستفاده جنسی نمی کنند. حتماً کودکان در درک عشق مادری دچار سوء برداشت شده اند".(نقل قول از یک نامه در الیوت،7،1993)

گاهی اوقات حتی درمانگران و مشاوران نیز سوءاستفاده جنسی مادر از بچه را توهمات بچه گانه فرویدی توصیف کرده و گناه و مسئولیت را به گردن کودک می اندازند. اخیراً بچه ای این را به زبان آورده است که مادرش به همراه پدرش او را مورد سوءاستفاده جنسی قرار داده اند. نظر گروه درمانی بر این بود که این دختر در پی تصویرسازی و خیال پردازی است اما سوءاستفاده جنسی پدر را هرگز مورد تردید قرار ندادند.

(الیوت،9،1993)

این واکنش کمابیش ارباب منشانه در برخورد با افشای قربانیان ولو آنکه با حسن نیت انجام گرفته باشد به ما نشان می دهد که چطور چنین داده هایی می تواند دست کم گرفته شود و بد فهمیده شود:

..."ولی عزیزم او مادر توست. مطمئناً فقط می خواسته تو را در آغوش بگیرد". {پنی}

اگر کودکان به خودی خود بعنوان یک فرد پذیرفته می شدند یا حداقل سن و آگاهی را به قابلیت آنها منسوب می دانستند اقدام پنی در به زبان آوردن موضوع به سادگی پذیرفته و باور پذیر می شد.

Elliott, M. 1993. What survivors tell us: An overview. In M Elliott, ed., the last taboo. London: Longman

برچسب: جامعه,نگاه,جنسی,زنان,کودکان, نویسنده: مهسا رضاپور تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 6:38

صفحه بندی